دانلود مقاله هوش و خلاقیت کودکان

مطالب دیگر:
🔥دانلود کتاب صوتی 21 درس برای قرن 21 + pdf🔥ادبيات نظري درمان اضطراب اجتماعی🔥ادبيات نظري رفتار شهروندی سازمانی🔥پاورپوینت درس دوازدهم دین و زندگی پایه یازدهم پیوند مقدس🔥پاورپوینت درس یازدهم دین و زندگی پایه یازدهم عزت نفس🔥پاورپوینت درس دهم دین و زندگی پایه یازدهم مرجعیت و ولایت فقیه🔥پاورپوینت درس نهم دین و زندگی پایه یازدهم عصر غیبت🔥پاورپوینت درس هشتم دین و زندگی پایه یازدهم احیای ارزش های راستین🔥پاورپوینت درس هفتم دین و زندگی پایه یازدهم وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان، پس از رسول خدا🔥پاورپوینت درس ششم دین و زندگی پایه یازدهم پیشوایان اسوه🔥پاورپوینت درس پنجم دین و زندگی پایه یازدهم امامت، تداوم رسالت🔥پاورپوینت درس چهارم دین و زندگی پایه یازدهم مسئولیت های پیامبر🔥پاورپوینت درس سوم دین و زندگی پایه یازدهم معجزه جاویدان🔥پاورپوینت درس دوم دین و زندگی پایه یازدهم تداوم هدایت🔥پاورپوینت درس اول دین و زندگی پایه یازدهم هدایت الهی🔥پيشينه پژوهش پايان نامه رضایت زناشویی🔥پيشينه پژوهش پايان نامه سبک های دلبستگی🔥فصل دوم پايان نامه ارشد دیدگاه های تاب اوری تحصیلی🔥فصل دوم پايان نامه ارشد مشکلات رفتاری🔥فصل دوم پايان نامه ارشد نظریه های استرس شغلی
دانلود مقاله هوش و خلاقیت کودکان |728876|fpy
هم اکنون فایل با مشخصه ی دانلود مقاله هوش و خلاقیت کودکان وارد وب شده اید برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

همه ما اغلب با ديدن کودکاني که رفتار قابل ملاحظه اي دارند، از آنها به عنوان کودکان نابهنجار ياد مي کنيم. برخي از معلمان نيز با ديدن چنين دانش آموزاني، بدون ارزيابي هوش و توان خلاقيت او، برخوردهاي نادرستي از خود نشان مي دهند. البته اين رويه در مورد پدر و مادران چنين فرزنداني هم صادق است. يکي از دوستان مي گويد: چند سال پيش در گفت و گو با يکي از پدران مراجعه کننده به کانون اصلاح و تربيت، متوجه شدم که پدري، فرزندش را به خاطر شيطنت، شوخ طبعي، رفتار گاه احمقانه و در نهايت زبل بازي بر زمين کوفته بود، به عبارت ديگر او با اين عمل خود، فرزند خلاق خود را ناخواسته به فرزند بزهکار مبدل کرده بود؛ چون فرزندش پس از اين رفتارهاي نابهنجار پدر، دچار دگرگوني اساسي شده بود: از آن فرزند خلاق با فکر مثبت ديگر اثري نبود. آيا او بايد اين بار خلاقيت اش را در رفتارهاي بزهکارانه دنبال مي کرد؟
به راستي شما پدران و مادران و اولياي مدرسه ها، چقدر با مقوله خلاقيت و ارتباط آن با يادگيري کودکان آشنايي داريد؟ مطلبي را که خانم «نگين برات دستجردي» در اين مورد گردآوري کرده است، در ذيل مي خوانيد.

اگرچه تمدن و فرهنگ بشري نتيجه تلاش همه آدميان در تمام دوران هاست، اما غنا و عظمت آن را مديون گروه کوچکي از انسان ها هستيم که کاشف، مخترع، هنرمند يا متفکر ناميده مي شوند. از کشف آتش تا اختراع راديو و سفينه هاي فضايي، از نقاشي هاي ديواري در غارها تا آثار هنرمنداني نظير کمال الملک و پيکاسو و از اولين آثار مکتوب نانوشته ها ، سروده هاي فردوسي و شکسپير، همه محصول کار و انديشه جمع کوچکي از بشريت است. تمدن بشر مرهون انديشه خلاق آدمي بوده و دوام آن نيز بدون بهره گيري از خلاقيت که عالي ترين عملکرد ذهن انسان محسوب مي شود، غير ممکن خواهد بود. عصاره خلاقيت غيرقابل پيشگويي بودن است.

مفهوم خلاقيت و تفکر خلاق از منظر ديگران نگاهي به منابع معتبر مربوط به خلاقيت، نوآوري و تفکر خلاق نشان مي دهد که ريشه اين اصطلاح در نوع روش فکري انسان نهفته است. در حقيقت فرد خلاق کسي است که از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. بررسي تعاريف خلاقيت نشان مي دهد که عده اي از آنها به ويژگي هاي شخصيتي افراد، بعضي به فرآيند و برخي نيز به نتيجه و محصول خلاقيت پرداخته اند. بنابر تعريفي، خلاقيت توانايي مرزشکني يا توانايي سفر به فراسوي چهارچوب استانداردهاي علمي – شغلي – حرفه اي و اجتماعي را در بر مي گيرد. به عبارتي ديگر خلاقيت هم درک و پذيرش الگوهاي قبلي و هم تشکيل و ابداع الگوهاي جديد را در حوزه هاي مختلف شامل مي شود.

«هالپرن» خلاقيت را توانايي شکل دادن به ترکيب تازه اي از نظرات با ايده ها براي رسيدن به يک نياز يا تحقق يک هدف مي داند. از ديدگاه «پرکينز» تفکر خلاق، تفکري است که به نحوي تشکيل شده که منجر به نتايج تازه و خلاق مي شود. خلاقيت را مي توان با اشاره به چند توانايي ذهني توصيف کرد که به توليد آثار خلاق منجر مي شود.

فرآيند آموزش و يادگيري، مي تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادي کاوشگر، آفريننده، مشکل گشا، نوآور، مولد و عامل تغيير را تربيت کند.

خلاقيت در روند شکل گيري تحقيقات تجربي و گسترده مربوط به خلاقيت به طور عمده از اواخر دهه 1950 در ايالات متحده آمريکا آغاز شده است. هر چند پيش از اين نيز مطالعاتي محدود توسط گالتون، والاس، پاتريک راس من و ديگران در زمينه خلاقيت صورت پذيرفته بود، ولي تا آن زمان خلاقيت به عنوان موهبتي که به افراد قليلي از اجتماع اعطا شده، در نظر گرفته مي شد. شوک اسپوتنيک در اواخر 1950 حرکت گسترده اي را در مراکز علمي و تحقيقاتي آمريکا و اروپا موجب گرديد. اين جنبش با هدف جبران عقب ماندگي هاي علمي – تحقيقاتي غرب و با به کارگيري امکانات مالي قابل توجه صورت پذيرفت و باعث رشد سريع تحقيقات مربوط به خلاقيت شد.

گيلفورد يکي از پيشگامان اين گرايش به حوزه خلاقيت محسوب مي گردد.هدف پروژه تحقيقاتي گيلفورد و همکاران وي آن بود که درباره ي ماهيت هوش انسان و فرآيند ذهني که منجر به ظهور رفتار خلاق مي شود، تحقيق کند.

خانواده مهمترين نقش را در کنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت دارد. اگر خانواده فرصت هاي لازم را براي سؤال کردن، کنجکاوي و کشف محيط به کودکان بدهد و هرگز آنها را تنبيه نکند، زمينه را براي رشد خلاقيت فراهم مي کنند. تنبيه و تهديدهاي مکرر، آفت خلاقيت هاي ذهن است.

گروه گيلفورد موفق شد قابليت هايي نظير سيالي ذهن، انعطاف پذيري و حساسيت نسبت به مسائل را کشف کند. پس از گيلفورد گروه «بارون و مک ميلان» با هدف تعيين ويژگي هاي شخصيتي افراد خلاق تحقيقات دامنه داري را در دانشگاه کاليفرنيا انجام دادند. همچنين تحقيقات پل تورنس در مورد روش هاي پرورش خلاقيت در کودکان و نوجوانان نتايج پرباري را به همراه داشت.

تايلور و همکاران با جمع آوري سرگذشت افرادي که از لحاظ علمي سرآمد محسوب مي شدند، سعي کردند خصوصيات و ويژگي هاي افراد خلاق را مشخص کنند. تحقيقات مربوط به خلاقيت از آن زمان تاکنون به طور خستگي ناپذيري ادامه يافت و روز به روز بر وسعت و غناي موضوعات مورد مطالعه افزوده مي شود. آنها چهار کارکرد عمده براي ذهن خلاق قائل هستند که عبارت اند از:

- پديد آوردن يک محصول يا خدمت جديد

- پديد آوردن کاربردي جديد از يک محصول يا خدمت جديد

- حل يک مسئله.

- حل يک منازعه.

از آنجايي که شناخت مسائل، تحليل و بازسازي اطلاعات، ابداع راه حل ها يا تعديل هاي نو يا بديع فعاليت هاي ذهني است که براي فرآيند خلاقيت ضروري است و از آنجا که خلاقيت واژه اي بسيار مبهم است و بين محققان و روان شناسان در مورد تعريف آن اتفاق نظر جامعي وجود ندارد، لذا لازم است که مفهوم خلاقيت با دقت بيشتر بررسي شود.

از جمله به اين نکته ظريف توجه شود که خلاقيت خود يک فرآيند است، نه توليد. در هر حال در مطالعه خلاقيت بايد به دو نکته بسيار مهم توجه داشت:

الف: اول اين که خلاقيت مي تواند خلق شکل ها يا صورت هاي نو از ايده ها يا توليدهاي کهنه باشد، در اين صورت عمدتاً فکرها و ايده هاي گذشته است که اساس خلاقيت هاي جديد قرار مي گيرد.

ب: دوم اين که خلاقيت امري است انحصاري و حاصل تلاش فردي و لزوماً موقعيت يا اقدامي عمومي نيست.

يعني ممکن است فردي چيزي را خلق کند که قبلاً هيچگونه سابقه ذهني از آن نداشته است، گرچه آن چه که او خلق کرده است، به صورت هاي مشابه يا کاملاً يکسان قبلاً توسط شخص ديگري و در موقعيت خاصي خلق شده باشد.
ويژگي هاي تفکر خلاق : ويژگي هاي تفکر خلاق عبارت اند از:

1- خلاقيت در ارتباط با ميل، رغبت و آمادگي شديد اتفاق مي افتد.

2- خلاقيت کار در نهايت ظرفيت شخصي را در بر مي گيرد، نه در حد معمول آن.

3- خلاقيت، تنظيم مجدد، بسط يا تفسير و يا بازسازي انديشه ها، نظريه ها و يا عقايد را در بر مي گيرد.

4- خلاقيت به يک مکان دروني براي ارزشيابي بيشتر از مکان بيروني آن احتياج دارد.

5- خلاقيت بعضي اوقات، از طريق پرهيز از درگيري شديد براي مدتي به منظور اجازه دادن به بروز جريان آزاد فکر تسهيل مي شود.

خصوصيات شخص خلاق يافته هاي علمي نشان مي دهد که اشخاص خلاق کم و بيش داراي خصايص ششگانه زير هستند:

3- در فکر کردن بيشتر واگرا و مبتکرند تا همگرا و دنباله رو.

4-حافظه خوب و فکر جوياي آنها سبب مي شود که هر چيز نوظهور را آشنا بيابند.

5- به خلق خوش و رفتار شوخ تمايل دارند.

6- به داشتن افکار احمقانه و غريب شهرت دارند.

به آساني مي توان دريافت که بعضي از اين مختصات سبب ناراحتي بسياري از معلمان مي شود خوشبختانه عدم وفاق در زمينه خاص بيش از آنکه نمودي از شرارت ذاتي باشد، به طور ساده يک صفت مطلوب شناخته مي شود اين شناخت اولين گام معلم يا مربي در جهت حفظ اين منبع خلاقيت محسوب مي شود.

اما اين نگراني کاملاً از بين نمي رود، زيرا خلاق بالقوه در مدرسه به دفعات عديده ناموفق است و نيز خلاقان بالقوه افرادي مستقل، روشنفکر، زبان دار در حد اعلا هستند و در بعضي اوقات غير اجتماعي اند. آنان از دروس حفظي و گوش دادني عادي لذت نمي برند. دانش آموز خلاق تفکري تحليل گر، بارور و سازنده دارد. او مي تواند ذهن خود را روي يک چيز متمرکز کند و آن قدر به آن انرژي بدهد تا واقعيت امر با آفريدن تصوير کاملاً واضح و قابل درک در ذهن روشن شود و در نهايت مسئله حل گردد.

ارتباط خلاقيت و هوش برخي معتقدند که بين آزمون هاي هوش و آزمون هاي خلاقيت از لحاظ توانايي مورد اندازه گيري هم پوشي زيادي وجود دارد و در کل جمعيت بين نمره هاي آزمون هوش و آزمون هاي خلاقيت همبستگي مثبت ديده
مي شود.

البته برخي ديگر معتقدند همبستگي بين آزمون هاي خلاقيت و هوش بسيار پايين است. بنابراين از روي نمرات هوش کودکان نمي توان ميزان خلاقيت آنها را پيش بيني کرد. به طور کلي چنين به نظر مي رسد که آزمون هاي خلاقيت، دسته اي از ويژگي هاي ذهني را مي سنجند که آزمون هاي هوش قادر به اندازه گيري آنها نيستند. اين وضعيت درباره رابطه بين خلاقيت و پيشرفت تحصيلي نيز صادق است، بدين معني که بين نمرات آزمون هاي خلاقيت و نمرات آزمون هاي پيشرفت تحصيلي نيز ضريب همبستگي بالايي به دست نيامده است، اما با وجود همبستگي ناچيز بين نمرات آزمون هاي هوش و پيشرفت تحصيلي نبايد انتظار داشت که افراد خلاق را در ميان افراد داراي هوش پايين يافت.

والدچ و رانکو ضمن تأييد اين مطالب اظهار مي دارند که داشتن حداقلي از هوش، براي خلاقيت ضروري به نظر مي رسد. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد افراد ، با هوش بالاتر از حد متوسط معمولاً در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بالايي مي گيرند. البته از سطح هوشي معيني به بالا (مثلاً بالاتر از 120) رابطه بسيار ناچيزي بين هوش و نمره ها خلاقيت ديده مي شود.

چه بسيار کودکاني با هوش بهره هايي بسيار بالا، در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بسيار پاييني دارند و از سوي ديگر کودکاني که از لحاظ هوش مختصري بالاتر از حد متوسط هستند، اما در آزمون هاي خلاقيت نمره هاي بسيار بالايي به دست مي آوردند. نتيجه اينکه گرچه خلاقيت بسيار پيچيده است، ولي انجام يک عمل خلاق يا کارهاي برجسته و فوق العاده صرفاً نتيجه ضريب هوشي بيشتر و بالاتر نيست.

حال اين پرسش پيش مي آيد که هوش و خلاقيت، دو مفهوم مترادف يا دو خصوصيت کاملاً متفاوتند؟

روان شناسان براي پاسخ به اين پرسش با استفاده از روش تحليل عوامل يا الگوهايي از ساخت توانايي ذهني انسان به دست آورده اند که از جمله آنها الگوي اسپيرمن، ورئون، ترستون و گيلفورد است.

در الگوي اسپيرمن و ورئون، خلاقيت يکي از عوامل گروهي کوچک و محدود است که در سطح استعداد عددي يا مکانيکي به شمار مي آيد، ولي گيلفورد با کنار گذاشتن مفهوم هوش عمومي، خلاقيت را يکي از 5 عمل اصلي ذهن مي داند و از آن تحت عنوان تفکر واگرا در برابر تفکر همگرا سخن مي گويد. آزمايشات والاج و آندرسون و کروبلي نشان داده است که افراد خلاق طبقات ادراکي گسترده تري از محيط مي گيرند و در واقع مي توان گفت که گسترش طبقه ادراکي يکي از مشخصات بارز افراد خلاق است.

حذف يا سانسور شناختي در فرد خلاق کمتر صورت مي گيرد و از سويي توجه گسترده او به محيط سبب مي شود که در آن واحد، با عناصر متعددي سر و کار داشته باشد و به اشتباه کردن و تجديد نظر در رفتار عادت کند. در نتيجه نسبت به ديگران انعطاف پذيري ذهني بيشتري دارد. دل به دريا مي زند و راه حل هاي گوناگون را مي آزمايد. مک کينون بر مبناي چند معيار مختلف خصوصيات فردي گروه برجسته اي از نويسندگان رياضي دانان و ... را بررسي کرد.

نتايج تحقيقات او نشان مي دهد که هر گروه از اين افراد خلاق، از هوش بسيار بالايي برخوردارند و قدرت تخيل قوي دارند، فرد گرا، مستقل و خودپرورند. از ذوق و احساس هنري بهره مندند، بر رفتار خود تسلط دارند و پيشرفت فردي و استقلال را به پيشرفت از طريق همرنگي با ديگران ترجيح مي دهند و به آساني مي توانند از فرآيندهاي فکري ثانويه (تفکر منطقي) به فرآيندي فکري ابتدايي وارد شوند.

خانواده و خلاقيت بدون شک خانواده مهم ترين نقش را در کنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت دارد. اگر خانواده فرصت هاي لازم را براي سؤال کردن، کنجکاوي و کشف محيط به کودکان بدهد و هرگز آنها را تنبيه نکند، زمينه را براي رشد خلاقيت فراهم مي کنند. تنبيه و تهديدهاي مکرر، آفت خلاقيت هاي ذهن است. فرزندان خلاق در خانه به آرامش رواني، اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي نياز دارند.

هرچند شواهد کامل نيست، اما برخي تحقيقات نشان مي دهد که والدين کودکان خلاق در رفتار خود هماهنگي کمتري نشان مي دهند، کودکان خود را آن گونه که هستند، قبول دارند و آنها را به کنجکاوي درباره اشياء و امور تشويق مي کنند و کودکان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد مي گذارند و کارها و برنامه هاي آنان را تحت نظر دارند و پي گيري مي کنند.

شامل 40 صفحه فایل word قابل ویرایش